«آغاز فصل سرد» رمانی فروتن است
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، امیرحسین یزدانبد در سخنانی در این نشست که 28 مرداد برگزار شد، گفت، به عنوان یک نویسنده نظرات خود را به دوست نویسندهاش ابراز میکند.
او افزود: رمان "آغاز فصل سرد" به عنوان اولین کار ضحی کاظمی به شیوهای جدید نگارش شده که محدود به دیالوگنویسی است. بر این اساس، نویسنده مقدار قابل ملاحظهای از امکانات را از خود دریغ کرده است و خواننده با خواندن این دیالوگها علامتی جز صدا نمیبیند. در طول داستان با شخصیت شاخصی که رفتار یا مسأله ویژهای داشته باشد، مواجه نمیشویم، بنابراین کارکتر اصلی داستان "لیلی" پروبلماتیک نیست و این باعث نبود جذابیت روایی داستان میشود. نویسنده وارد چند روز از زندگی زن داستان میشود آن هم تنها از طریقی شبیه استراق سمع کردن مکالمات تلفنی او.
یزدانبد تصریح کرد: در ادبیات اروپا این شکل داستانهای دیالوگمحور زیاد داریم که البته نویسنده تا به این حد محدود نیست و البته مسأله اصلی داستان گستردهتر و درگیرکنندهتر است.
این نویسنده در ادامه رمان را اینگونه معرفی کرد که کارکرد اصلی آن نشان دادن عمیقترین شکل روایت تاریخ زمان خودش است، به نوعی که بتواند خرد جمعی دوره خود را تثبیت کند. حضور مبهم شخصیت "دایی" لیلی که تأثیر زیادی روی ناخودآگاه لیلی دارد، از امکاناتی بود که به مقدار کافی به آن پرداخته نشده است. در نهایت رویکرد سیاسی داستان در حد نگاه یک راننده تاکسی باقی میماند. بنابراین بده بستانهای سیاسی با جامعه و فرد پرداخته نشده است. در کنار این مسأله با همسری به شدت محبوب مواجهایم که هیچ مسأله خاصی ندارد و به چالش کشیدن فرایند زناشویی فقط به بیان روزمرگیها محدود میشود.
یزدانبد به این نکته نیز اشاره کرد که همه آدمهای داستان مثل هم حرف میزنند و بانک لغات آدمها برابر است.
او در انتها گفت: ما با رمانی فروتن مواجهایم که هر چند اتفاق خاصی ندارد، اما کشش لازم را دارد. رمان روایت روان و بیادعایی دارد که از این لحاظ کار مثبتی صورت گرفته است و به عنوان کار اول، نویسنده با انتخاب این فرم نگارشی خواسته خود را اثبات کند.
همچنین مهدی یزدانی خرم ضمن نکوداشت مرحوم محمد زهرایی، مدیر نشر کارنامه، برسی رمان "آغاز فصل سرد" را اینگونه آغاز کرد که زن اصلی این داستان نیاز به جسارت و شگفتی در زندگی داشت که شاهدش نیستیم. اما این داستان بر اساس دیالوگ بنا شده که در بدو امر با کاری جسورانه مواجه هستیم. اما نویسنده با سلب کردن فرصت فرمهای دیگر خواسته از فرم جسورانهای برای کار خود استفاده کند که متأسفانه محتوای کافی را ندارد. آدم گمشده به خوبی در این داستان وجود دارد و عنوان شده که دایی لیلی فردی گم شده است که همه منتظر وی هستند و این مسأله نسبت رمان را با امور سیاسی مشخص می¬کند.
نویسنده کتاب " من منچستریونایتد را دوست دارم" در ادامه عنوان کرد: آدمهای داستان فاقد ذهن هستند و کاملا روتین هستند، برخلاف راوی که ذهنمدار است و ایده دارد.
یزدانی خرم گفت: کاظمی هر قدر به انتهای کتاب نزدیک میشود، خواسته به اشخاص عمق ببخشد و تا پایان که در چند فصل روایت قابل ستایش دیالوگ لیلی با لیلی را ارائه کرده و ایدههای افلاطونی خود را به نمایش گذاشته، از ذهن دادن به اشخاص ترسیده است.
او افزود: وقتی نویسنده دیالوگ را به عنوان فرم انتخاب میکند یا میخواهد بگوید این فرم را بلد است و دغدغه فرم دارد و البته نسبت به انسان سیاسی اما روزمرگی روی پتانسیل قدرتمندی که شخصیت در روایت دارد، سایه می¬اندازد. نویسنده عناصر را کنار هم چیده و انتخاب جسورانهای در ساختار دارد و ملالی که از این دیالوگها روی ذهن میماسد، به خوبی پیاده شده است. اما با پایانبندی خوبی روبهرو نیستیم. صحنه آخر داستان به طور بیرحمانهای رئالیسم سیاه را با محافظهکاری از بین برده است.
یزدانی خرم گفت نویسنده خواسته با همه مهربان باشد و اصطلاح فروتن بودن برازنده این کار است.
در پایان جلسه آیت دولتشاه، حمید بابایی، سعید شریفی و آراز بارسقیان و آرزو اسلامی به بیان نظریات و دیدگاههای خود پرداختند.
نویسنده داستان ضحی کاظمی نیز در پایان گفت: میتوان نمای وسیعی از شخصیت را از روی مکالمات تلفنی او با افرادی که با آنها در ارتباط است، نشان داد و ایده نوشتن در چنین فرمی از همینجا پدیدار شد.
انتهای پیام