عشق بزرگ

عشق بزرگ

 

زمانی عشق بزرگی دو نیم کرد زندگی ام را.

نیمی همچنان به خود می پیچد در جایی دیگر

چون ماری دو نیم شده.

 

گذر سال ها آرامم کرده است

قلبم را شفا بخشیده و چشمانم را خشکانده.

 

و من همچون کسی هستم سرگردان در بیابان ِ یهودی ، خیره به نشانه ای :

"مرز دریا "

ناتوان از دیدن ِ دریا

اما آگاه از آن.

 

این چنین به یاد می آورم چهره ات را در همه جا

در " مرز ِ چهره "ات.


از یهودا آمیچای

ترجمه ی فریده حسن زاده-مصطفوی

منبع: عاشقانه های نگاه (مؤسسه ی انتشارات نگاه

مکتب های ادبی و هنری  تدوین : آریا ادیب

مکتب های ادبی و هنری

ادامه نوشته

کسی که...

کسی که حقیقت را نمی داند،نادان است،اما کسی که حقیقت را می داند و آنرا پنهان می کند،تبهکار است.


برتولد برشت

سیمرغ و دشمن رویین تن نوشته : مهدی قرقچیان

سیمرغ و دشمن رویین تن

فرماندهان و امرا جمع شدند. دشمن به پشت دروازه ی شهر رسیده بود.
- چه کشته شویم وچه بکشیم ، پیروز جنگیم ،امّا چگونه دشمن را از پا در آوریم؟
همه ی وسیله های ارتباطی قطع شده بود. پر سیمرغ را آتش زند .
سیمرغ تا اوضاع رادید گفت:« دستان را روی سرتان بگذارید و تسیلم شوید. »

مهدی قرقچیان

هوا کم است...

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است 
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من  نه این که مرا شعر تازه نیست  
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست          
درشعر من حقیقت یک ماجرا کم است

تا این غرل شبیه غزل های من شود              
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

گاهی ترا کنار خود احساس می کنم       
اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است

خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است

محمد علی بهمنی



نگاهی به مجموعه داستان «قبرستان سقف ندارد سامان آزادی) نوشته:فرحناز علیزاده برگرفته از سایت لوح

نقد و بررسی


نگاهی به مجموعه داستان «قبرستان سقف ندارد» (سامان آزادی)

تباه‌شدگی عاطفی

نوشته:فرحناز علیزاده

ادامه نوشته

یک شعر از ناهید آهنگری

در من

كودكي نود ساله

از قنداق هاي جهان سُر

مي خورد

واعظ مکن دراز حديث عذاب را
اين بس بُوَد که بار دگر زنده می‌شويم

«میرزا طاهر وحید قزوینی»

گریه نکن خواهرم

. . . گریه نکن خواهرم. در خانه‌ات درختی خواهد رویید، و درختهایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمین ات. و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید، و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی؟


سووشون

نودسالگی مادربزرگ:نوشته: بلقیس سلیمانی


ماجرا از نود سالگی مادر بزرگ شروع شد. یک روز خواهر بزرگم متوجه شد که مادربزرگ با یک مرد حرف میزند. در روزهای بعد ، نوجوان ها و جوان های خانواده ، پنهانی توصیف ها و گفت و گوهای اروتیک مادربزرگ را گوش میکردند. مادر بزرگ جزئی ترین مسائل را بدون هیچ ابایی بلند بلند بیان می کرد. گاه با مردش دعوا می کرد و اغلب عشق بازی....

ادامه نوشته

رضا جولايي: داستان نويسي حرفه‌اي است كه در آن ذوق هنري و مطالعه حرف اول را مي‌زند

رضا جولايي: داستان نويسي حرفه‌اي است كه در آن ذوق هنري و مطالعه حرف اول را مي‌زند


به گزارش روابط عمومي فرهنگ‌سراي انديشه، رضا جولايي داستان نويس برجسته درگفت و گويي با بيان اينكه مطالعه و خواندن فيلم نامه از ابزارهاي مهم داستان نويسي به شمار مي‌روند افزود: متاسفانه نسل جوان امروز فاصله بسيار زيادي با مطالعه كتاب گرفته‌اند و در صورت داشتن استعداد، اين تنها مطالعه است كه مي‌تواند باعث پرورش استعدادها شود.
جولايي در ادامه افزود: داستان نويسي حرفه‌اي است كه مطالعه، استعداد و ذوق هنري در آن موج مي زند و مي شود گفت از ابزار مهم  اين رشته مطالعه و خواندن فيلم نامه هاي متعدد است.
جولايي گفت: با اشاره به اينكه شاهد افزايش علاقمندان به رشته داستان نويسي هستيم سه پيشنهاد پايه و اساسي را براي موفقيت در اين رشته را بيان مي‌كنيم. اول مطالعه بسيار زياد در سبك هاي مختلف، دوم مشاهده و خواندن فيلم و فيلم نامه،  سوم تمرين سياه قلم براي نوشتن و در عبارت كلي يادگيري هنر نوشتاري.
شايان ذكر است كه دوره‌هاي داستان نويسي استاد رضا جولايي در مركز آموزش فرهنگ‌سراي انديشه برگزار مي‌شود و علاقمندان جهت ثبت نام وكسب اطلاعات بيشتر مي توانند با شماره تلفن 88767820 تماس و يا به مركز آموزش فرهنگ‌سراي انديشه واقع در خيابان شريعتي، نرسيده به پل سيد خندان، روبروي مخابرات پيام بوستان هلال احمر مراجعه فرمايند.
رضا جولايي در هشتم مرداد ماه 1329 چشم به جهان گشود و وي پس از گذراندن دوره دبيرستان وارد دانشگاه ادبيات در رشته داستان نويسي شد و همان جا استعداد او همه را متحير كرد. وي پس از چند سال مطالعه كتاب هاي ادبي و هنري فراوان، احساس به نوشتن كرد و حس تكليف كرد كه بايد دست به قلم ببرد و شروعي هنرآفرين را رقم زد.
از جمله داستان و رمان هايي كه از استاد رضا جولايي منتشر شده است مي‌توان مجموعه داستان حكايت سلسله پشت كمانان، جامه به خوناب، تالار طربخانه و حديث دلكشان را نام برد. همچنين كتاب « سوء قصد همايوني» كه در سال 1371 توسط رضا جولايي نوشته شده است از بهترين آثار وي بوده است.

به الکسی سوورین ,7ژانویه 1889

روشنفکران خودساخته, آنچه را که طبیعت به دیگر نویسندگان نازپرورده ارزانی داشته به بهای جوانیشان به دست می آورند.آستین ها را بالا بزن وداستانی درباره پسر سرفی بنویس،فروشنده اخراجی،دکانکی تنگ و ترش ،عضو گروه کر،دبیرستان تمام کرده و دانشگاه رفته که با دست بوسی کشیش ها و تمجید و تایید عقیده دیگران و شکر لقمه ای نان بزرگ شده و بیشتر اوقات تازیانه خورده و پا برهنه به مدرسه رفته ،با سختی ها دست وپنجه نرم کرده و جانوران را سیخونک زده،دلش غنج می زده که سر سفره اقوام پولدار بنشیند و پیش چشم خدا ومردم بی هیچ دلیلی ، فقط به صرف آگاهی از ناچیز بودنش تزویر وریا کرده.خب، بگو این جوان چگونه روح بردگی را از قطره قطره جانش بیرون چکاند،چگونه صبحگاهی فرخنده با این احساس پلک بگشاید که در رگهایش به عوض خون بردگی ،خون انسانی آزاده جریان دارد.!

آنتوان چخوف

گزارش تصویری جایزه ادبی هفت اقلیم


فرخنده آقایی,محمود حسینی زاد,طلا نژادحسن,میترا الیاتی

ادامه نوشته

فرخنده آقایی در مراسم اختتامیه جایزه هفت اقلیم، در بخشی که برای تقدیر از او تدارک دیده شده بود، تاکی

به گزارش خبرنگار مهر، مراسم اختتامیه و تقدیر از نویسندگان برگزیده و شایسته تقدیر دومین دوره جایزه ادبی هفت اقلیم، شنبه‌شب 20 اسفند با حضور نویسندگان و داوران این جشنواره در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

فرخنده آقایی در سخنرانی خود در این برنامه گفت:‌ 30 سال پیش که اولین داستان کوتاهم را با نام «راز کوچک» نوشتم، فکر نمی‌کردم اولین قلم زرین جایزه گردون را از سیمین دانشور بگیرم. ادبیات می‌تواند زندگی آدم‌ها را تغییر بدهد و فردی را که زندگی بی‌سر و صدایی داشته، در خانی‌آباد به دنیا آمده و ... را متحول کند.

وی افزود: در این سال‌ها خیلی بیشتر از این که نوشته باشم، خوانده‌ام. در داستان‌نویسی فرمول و قاعده خاصی نداشته‌ام و چنین چیزی برایم مفهومی نداشته است. اغلب داستان‌هایم را از تجربیات عینی خودم نوشته‌ام. در ابتدای نوشتن داستان‌هایم هم آن‌چه را که باید نوشته شود، در ذهنم به صورت مشخص ساخته‌ام ولی نحوه بیان‌ها و جزئیات است که وقت‌گیر است و نیاز به زمان گذاشتن دارد.

نویسنده کتاب «از شیطان آموخت و سوزاند» ادامه داد: برای من اصل ایجاد ارتباط است و این کار برایم حکم یک بازی و تجربه را دارد. به همین دلیل است که مخاطبا با داستان‌هایم احساس صمیمت می‌کند. در این زمینه باید بگویم، بافتن شاید کلمه درست‌تری برای داستان باشد. من هنوز با شخصیت‌های زن داستان‌هایم زندگی می‌کنم. الهام برای من وقتی است که داستان در ذهنم جرقه می‌زند و بعد از چاپ داستان دیگر کار برایم تمام شده است.

ندا کاووسی فر نویسنده جوان شیرازی و موفقیت در جایزه ادبی هفت اقلیم

 

مراسم پاياني جايزه‌ي «هفت اقليم» كه عصر ديروز، شنبه 20 اسفندماه، در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد، در بخش مجموعه‌ داستان از ميان نامزدها شامل «خواب با چشمان باز» (ندا كاووسي‌فر)، «من،‌ اياز، ماهو» (ليلا بابايي ‌فلاح)، «ايستادن زير دكل برق فشار قوي» (داوود غفارزادگان) و «همه چيز درست مي‌شه» (آزاده محسني)، از «ايستادن زير دكل فشار قوي» نوشته‌ي داوود غفارزادگان تقدير شد و مجموعه‌ي داستان «خواب با چشمان باز» نوشته‌ي ندا كاووسي‌فر به عنوان برگزيده معرفي شد.

گفتني است، در بخش رمان از ميان نامزدها شامل «آتش به اختيار» (‌محمدرضا بايرامي)، «قارا چوبان» (مرتضي كربلايي‌لو)، «سايه‌اش ديگر زمين را سياه نخواهد كرد» (حسين نوش‌آذر) و «زير آفتاب خوش‌خيال عصر» (جيران گاهان)، از رمان‌هاي «قارا چوبان» (مرتضي كربلايي‌لو) و «زير آفتاب خوش‌خيال عصر» (جيران گاهان) تقدير شد و رمان «آتش به اختيار» نوشته‌ي محمدرضا بايرامي به عنوان رمان برگزيده معرفي شد.

داستان ديدار در روز برفي / از مجموعه داستان ' مزار در همين حوالي 'نویسنده: كاوه فولادي نسب

كوروش شايان روي تخت، درست وسطِ پذيرايي خانۀ قديمي و خاك‌گرفته‌اش دراز كشيده بود. ديوارهاي اتاق پر بود از مينياتورهايي كه شايان هيچوقت دلش نيامده بود بفروشدشان. يك روز دوستي گفته بود...

ادامه نوشته

نكوداشت شاعري نظريه پرداز و جريان ساز ـ علي باباچاهي(گروه ادبی مایا برگزار می کند.)

      نيم قرن خلاقيت، نگارش بي‌وقفه، تكوين و تأليف 40 كتاب شعر و نقد و پژوهش و بيش از هزار صفحه گفت‌وگو، نظريه‌پردازي و طـرح مباحث مناقشه‌انگيز، از علي باباچاهي چهره‌اي متفاوت، تأثيرگذار و جريان‌ساز ساخته است؛

اين ها را ننوشتيم تا بهانه ي برپا كردن مراسم نكوداشتي را ترتيب داده باشيم .خواستيم بگوييم هماره شعر و شاعر براي فارسي زبانان بي اين دلايل هم دليلي ست براي حيات .حال اگر شاعري سهم داشته باشد در اتفاق حيات ؛ هر روز برداشتي ست نكو از كاشته اي كه اين روزها گل شدن و گل دادنش دم گرم حضور مي طلبد و زاويه ي خوش تبسم .در اين مراسم براي نخستين بار ، فيلم مستند ' اين قيافه ي مشكوك ' به كارگرداني ' وحيد عليزاده رزازي ' نيز اكران خواهد شد .

 بخش نخست :

اجراي موسيقي زنده

سخنراني چند نازنين درباره ي علي باباچاهي

بخش مياني :

اكران فيلم 'اين قيافه ي مشكوك'

بخش پاياني :

تقدير از علي باباچاهي

سخنراني و شعرخواني علي باباچاهي

 اين مراسم با حضور عزيزاني همچون :

سيمين بهبهاني ـ هوشنگ چالنگي ـ مفتون اميني ـ محمد قائد ـ مديا كاشيگر ـ محمدعلي بهمني و ديگر اهالي ادبيات و سينما ، روز چهارشنبه بيست و چهارم اسفندماه 1390 در فرهنگسراي خانه ي مشق واقع در : خيابان آزادي ، خيابان استاد معين ، نبش خيابان دستغيب، جنب كتابخانه‌ي استاد معين برگزار خواهد شد .

شركت در مراسم براي عموم آزاد است .

گزارش جلسه نقد و بررسي كتاب:"مزار در همین حوالی" اثر: کاوه فولادی نسب تهيه گزارش: احسان عسكريان

آخرین نشست­ نقد چهارشنبه در سال 1390، عصر روز چهارشنبه 17 اسفند ماه به نقد و بررسی مجموعه داستان "مزار در همین حوالی" نوشته "کاوه فولادی نسب" اختصاص داشت.

منبع وبلاگ :نقدِ چهارشنبه

ادامه نوشته


نقد «سنگ سیاه روی سنگ سفید» در سرای اهل قلم نوشته شهروز بید آبادی مقدم

رمان «سنگ سياه روي سنگ سفيد»،‌ نوشته نگار تقي‌زاده، روز دوشنبه 15 اسفند، در سراي اهل قلم از ساعت 16 تا 18 مورد نقد و بررسی قرار گرفت. این جلسه با حضور «زهره عارفی»، «احسان عباسلو» و نیز نویسنده کتاب برگزار شد....

ادامه نوشته

ادبیات بومی چیست؟ نوشته ای از عبدالعلی دستغیب

ادبیات بومی (اقلیمی)، هم دارای معنایی وسیع و هم دارای معنایی محدود است. کلمه ی بومی Nativeدر زبان انگلیسی با کلمه ی ملت و مردم Nativeهم ریشه است و به معانی زیر است: در حال خالص، دست خورده، طبیعی، اصیل، قومی که در محلی واحد ساکن است.

ادامه نوشته

يكايك مانوستالژي مي‌شويم.(محمود دولت آبادی).برگرفته از روزنامه شرق

حميد جعفري: «درد سوزان دوري از وطن»، «اشتياق براي چيزهاي از دست رفته»، «در حسرت يا اشتياق هيچ بودن» اينها روايت «هوگو»، «بودلر» و «سارتر» از «نوستالژي» است. حالا بشنويد از ما‌به‌ازاهاي ايراني «نوستالژي»؛ وقتي شامگاه سه‌شنبه 16اسفند سه نسل از نويسندگان و شاعران در كنار يكديگر با ياد «علي حاتمي» پس از بازديد از لوكيشن‌هاي تهران قديم در شهرك سينمايي غزالي كه در سريال «هزار دستان» به كار گرفته شده بود، در «گراند هتل» نشستند و به گپ و گفت درباره «ادبيات و نوستالژي» پرداختند.

ادامه نوشته

چند جمله‌ي كليدي از كتاب زندگي در دنياي متن  برگرفته از وبلاگ :شهریار عباسی

چند جمله‌ي كليدي از كتاب زندگي در دنياي متن 

پل ريكور، ترجمه‌ي بابك احمدي

-‌ متن، مخاطب‌هايي دارد نامحدود، در حالي‌كه نسبت مكالمه نسبتي بسته است. متن به روي هر كس كه مي‌تواند بخواند گشوده است... و همين نكته، به اثر ادبي امكان مي‌دهد كه در نهايت اثري گشوده باشد با خواننده‌هاي بي‌پايان و به نظر من، هر يك از خواندن‌ها رخدادي است تازه در گفتن، كه متن در برمي گيرد تا بدان فعليتي تازه ببخشد.

-‌ اگر ما كار را چون فعاليتي بشناسيم كه از طريق آن به مواد شكل مي‌دهيم، آنگاه ادبيات را مي‌توان به اين دليل مطرح دانست كه زبان در آن همچون ماده‌‌اي شكل‌پذير است.

-‌ از آنجا كه متن از مؤلف و نيز از خواننده رهاست، مي‌توان از همان گام نخست، با اطمينان آن چيزي را فرض كرد كه مطلقاً از هر دوي مؤلف و خواننده مستقل است و مي‌توان آن را ابژه‌اي مطلق انگاشت.

-‌ در علم پيكره‌‌اي از حقايق وجود دارد كه هر دانشمند چيزي به آن ارايه مي‌كند. در حالي‌كه در شعر، هر شاعر پژوهشگري تنهاست.

-‌ مي‌توان گفت كه هنر روايتگري چيزي جز تاريخ تخيل ما نيست (تخيل پيكربندي شده‌ي ما)... هرچه طرح بهتر باشد، بيشتر مي‌تواند مجموعه‌ي مقاصد، علت‌ها و تصادف‌ها را در برگيرد.

-‌ داستان، واقعيت را مي‌گويد، اما به‌راهي متفاوت از تاريخ. در يك كلام، داستان و تاريخ يكديگر را كامل مي‌كنند و اين كامل كردن براي اينكه، زماني انساني بينديشيم ضرورت دارد.

-‌ شايد خواندن ادبيات بر اين استوار باشد: ما ناگزير از گزينش نيستيم، مي‌كوشيم تا با اين يا آن شخصيت همانند شويم.

-‌ روايتگري در نهايت آشكار خواهد كرد كه معناي وجود انساني خود چيزي روايي است.

-‌ روايت، ما را فراتر از نظم سركوبگر وجودمان، به نظمي آزادتر و خالص‌تر مي‌برد.

-‌ جامعه‌اي كه در آن روايتگري مرده باشد، جامعه‌اي است كه افراد ديگر توانايي مبادله‌ي تجربه‌هايشان را ندارند و با يكديگر در تجربه‌اي مشترك سهيم نيستند.

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر / كورش كبير

آدمی ساخته افکار خویش است,فردا همان خواهد شد که امروز اندیشیده است.

موریس مترلینگ

سه رمان از فريبا كلهر، ياسر نوروزي و هورناز هنرور مجوز نشر گرفته و در راه انتشارند.

سه رمان از فريبا كلهر، ياسر نوروزي و هورناز هنرور مجوز نشر گرفته و در راه انتشارند.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين رمان‌ها به ترتيب با نام‌هاي «شوهر عزيز من»، «نامحرم» و «شهري ميان تاريكي» به چاپ خواهند رسيد.

فريبا كلهر درباره‌ي رمان «شوهر عزيز من» مي‌گويد: اين رمان به نوعي جلد سوم سه‌گانه‌ي دو رمان پيشين من يعني «پايان يك مرد» و «شروع يك زن» است و آن‌ها را كامل مي‌كند. گره خوردن زندگي اجتماعي با زندگي عاطفي را در آن مي‌بينيم و ماجراي آن در 10 سال اول انقلاب يعني سال‌هاي 50 تا 60 روايت مي‌شود.

او در ادامه عنوان مي‌كند: شخصيت اين رمان، يك زن به عنوان من راوي است كه در جريان انقلاب رشد مي‌كند.

ياسر نوروزي نيز درباره‌ي مضمون رمان «نامحرم» مي‌گويد: رمان، روايتي رئال از اتفاقاتي است كه براي نوجواني به نام ناصر مي‌افتد. مهم‌ترين اتفاقات رمان را در چند محور بايد پي‌گيري كرد؛ اول ماجراي دختري به نام سونيا كه از خانه فرار كرده و توسط ناصر و دوستانش پناه داده مي‌شود. دوم، تعلق خاطر ناصر نسبت به دختري به نام سما كه سرانجام به عشق مي‌انجامد. و سوم، خرده‌قصه‌هايي كه از بچه‌محل‌هاي ناصر و دوران كودكي او روايت مي‌شود.

او همچنين درباره‌ي نحوه‌ي روايت رمانش عنوان مي‌كند: رمان به‌شكلي پازل‌مانند روايت شده و تمام سعيم را كرده‌ام تا در چيدن اين پازل، مخاطب را دل‌زده نكنم. ضمن اين‌كه گاهي نيز بياني شوخ‌طبعانه داشته‌ام كه اميدوارم همان‌طور كه مي‌خواستم، از آب درآمده باشد.

همچنين هورناز هنرور درباره‌ي رمانش با نام «شهري ميان تاريكي» مي‌گويد: اين رمان، رماني اجتماعي درباره‌ي چهار شخصيت زن است كه روايت داستاني آن در هريك از فصل‌هاي بيست‌گانه‌ي كتاب توسط يكي از شخصيت‌ها روايت مي‌شود. شخصيت‌ها در اين رمان در ابتدا درگير زندان درون خود هستند كه در پايان، پس از بيرون آمدن از زندان درون خود، به آزادي در اجتماع مي‌رسند.

او مي‌افزايد: اين رمان داستان زندگي زنان در جامعه‌ي ايراني را با نگاهي مدرن بررسي مي‌كند.

رمان‌هاي «شوهر عزيز من»، «نامحرم» و «شهري ميان تاريكي» از سوي نشر آموت منتشر خواهند شد.

کریسمس مبارک ماریا: قسمتی از کتاب پوریا فلاح

یادت هست! وقتی گفتم: کریسمس مبارک؛انگشت کشیدی زیر چشمم، هنوز زخم بود؛ اما نرمای پوستت نگذاشت درد را بفهمم. راستی الان کجایی ماریا! هنوز هم کنار گل بوته های وحشی می نشینی، با آن دستمال ساتن سفید. هنوز هم عرق می ریزی برای لذت دادن، در آن طبقه ی غمگین چهارم اتاق هفت.
آخ! ماریا ماریا... 
اعتراف میکنم لحظاتی می خواستم جای خانعلی باشم در آن اتاق هفت.

یگانه وطنم نوشته است ، کلمه است ... نوشتن همین و تمام:مارگریت دوراس

یگانه وطنم نوشته است ، کلمه است ... نوشتن همین و تمام
مارگریت دوراس
پیرامونمان همه می نویسند ، این چیزی است که باید به آن پی برد ، همه می نویسند ، مگس هم می نویسد ،وروی دیوار ؛ در پرتور نور تالار اصلی ، نور برتابیده از آبگیر ؛ نوشته ی مگس می تواند یک صفحه ی کامل را پر کند . این هم نوعی نوشته است دیگر ، وقتی که هست ؛ پس نوشته به حساب می آید . شاید روزی در سده های اتی چنین نوشته ای را بخوانند ، به راز ورمزش پی ببرند ، ترجمه اش کنند .

یک رباعی از ایرج زبرذست

در ساعت من ،حکایتی ناپیداست

در ساعت من، قطره هزاران دریاست

این عقربه ها که گرد هم می چرخند

انگار یکی شمس، یکی مولاناست