سیمرغ و دشمن رویین تن

فرماندهان و امرا جمع شدند. دشمن به پشت دروازه ی شهر رسیده بود.
- چه کشته شویم وچه بکشیم ، پیروز جنگیم ،امّا چگونه دشمن را از پا در آوریم؟
همه ی وسیله های ارتباطی قطع شده بود. پر سیمرغ را آتش زند .
سیمرغ تا اوضاع رادید گفت:« دستان را روی سرتان بگذارید و تسیلم شوید. »

مهدی قرقچیان